الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )
196
موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )
( 1 ) بعد از آن كه اين امر انجام شد ، قصى به سراغ بيت رفت و آن را طورى بنا كرد كه تا آن زمان بنا نشده بود . تا آن زمان طول ديوارهاى بيت ، نه ذرع ( 5 / 4 متر ) بود كه قصىّ آن را هيجده ذرع ( 9 متر ) قرار داد و سقف بيت را با تنههاى درخت دوم كه شبيه درخت نخل است ؛ پوشانيد و « دار الندوة » را در كنار « صفا » بنيان نهاد و پس از آن ، قريشىها اقدامات مهمّ خويش از قبيل مشاورههاى جمعى و آماده كردن پرچم جنگ و ختنه كردن و ازدواج كردن را در دار الندوة انجام مىدادند و قصى دستور داد كه چاه عجول را حفر كردند . « 1 » ( 2 ) ابن اسحاق مىگويد : ابن اسحاق بن يسار از حسن بن محمّد بن على بن ابى طالب رضى اللّه عنه نقل كرده است كه آن حضرت فرمود : قصى سرپرستى بيت و رياست بر مكه را به دست گرفت و در اين هنگام حجابت - كه همان كليددارى كعبه بوده است - و سقايت و رفادت ( مهماندارى ) بر عهدهء وى بوده است و براى خودش « دار الندوة » را بنا گذارد « 2 » و در آن را به سوى كعبه گرفت و قريشىها كارهاى مهم خويش را در آنجا برگزار مىكردند . آنها در هر موضوعى كه برايشان پيش مىآمد ؛ به مشورت مىپرداختند و هيچگاه پرچم جنگ با اقوام ديگر را نمىبستند ؛ مگر آن كه در « دار الندوة » گرد هم مىآمدند و يكى از فرزندان قصىّ آن پرچم را برايشان مىبست . تا جايى كه اگر دوشيزهاى از قريش به سنّى مىرسيد كه مىبايست درّاعة - چادرى كوتاه - بپوشد به « دار الندوة » مىآمد و در آنجا درّاعهاش را به تنش مىكردند و او را نزد صاحبانش مىبردند . « 3 » ( 3 ) قصى مهماندارى حجّاج را بر قريش مقرّر كرد و بدانها گفت : « اى قريشيان ! شما همسايههاى خدا و اهل شهرى هستيد كه خانهء خدا در آن واقع است ، شما اهل حرم هستيد و حجاج ، مهمانان خدا و زائران بيت اللّه هستند . آنها مستحقترين افراد براى اطعام هستند . پس در ايام حج آنها را با غذا و نوشيدنىها پذيرايى كنيد تا به سوى وطنهايشان بازگردند . » ( 4 ) از آن به بعد هر ساله مقدارى از اموالشان را كنار مىگذاشتند تا با آن براى حجاج بيت الله غذا تهيه كنند و تمام كسانى كه احتياج داشتند از آن غذاها مىخوردند و اين سيره تا زمان ظهور اسلام در ميان آنها وجود داشت .
--> ( 1 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 240 . ( 2 ) . دار الندوه در زمان اسلام در ملكيت حكيم بن حرام بن خويلد بود كه معاويه آن را به هزار درهم از او خريد و ضميمهء مسجد الحرام نمود . ( 3 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 1 ، ص 131 - 132 .